برخیز که پر کنیم پیمانه ز می
زان پیش که پر کنند پیمانهی ما
پرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.
کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.
جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
برچسب:
نویسنده: پویا فدایی
برخیز که پر کنیم پیمانه ز می
زان پیش که پر کنند پیمانهی ما
پرندهها و کودکان را به آدمها ترجیح میدهم.
کسی در من مدام آوازهای غمگین میخواند.
جانم بگیر و صحبت جانانهام ببخش
برچسب:
نویسنده: پویا فدایی
به تصویر درختی
که در حوض
زیر یخ زندانیست،
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است
که چتر سرگیجههام را
- همچنان که فرو نشستن فوارهها
از ارتفاع گیج پیشانیام میکاهد –
در حریق باز میکند؛
اما بر خورشید هم
برف نشست.
چه بگویم به آوای دورشدن کشتیها
که کالاشان جز آب نیست
- آبی که میخواست باران باشد -
و بادبانهاشان را
خدای تمام خداحافظیها
با کبوتران از شانهی خود رم داده.
برچسب: خودکشی,
نویسنده: پویا فدایی